نوایی با ترنم عاشقانه

نوای دلدادگی

نوایی با ترنم عاشقانه

نوای دلدادگی

مبعث


مبعثِ اوجِ برکات، بر تو محمد صلوات

پیرو قرآنِ توییم ،ما همه سلمانِ توییم

وعدۀ ما همچین شبی، مدینه مسجد النبی

به خدا قبلۀ دنیا، شده باز گنبد خضرا

پدر و مادرم ، فدایِ تو یا اباالزهرا

تو دل و دلبرم هستی ،تو سر و سرورم هستی چی می خوام من از این بهتر،

 که تو پیغمبرم هستی

«مددی یا رسول الله ..»

قسم به سورۀ علق ،تویی تویی رسولِ حق

کبوترِ دل بی هوا، پر زده تا غارِ حرا

راه نجاتِ بشری، صاحب شق القمری

به خدا قبلۀ دنیا ،شده باز گنبد خضرا

پدر و مادرم ، فدایِ تو یا اباالزهرا

شب مبعث شب شوره، بساط عاشقی جوره

شده ذکرم علی حیدر، دیگه نورٌ علی نوره

علی مولا علی مولا ..

منی که از تولدم ،تو کشوری بزرگ شدم

که از سر مأذنه هاش، اسم علی و بچه هاش

می پیچه توی هر طرف، دل میره ایوون نجف

می خوام که نوکرش باشم

غلام قنبرش باشم

با علی ، با علی، با علی تا آخرش باشم

علیٌ حُبُّهُ جُنَّه ،قسیمُ نّارِ و الجَنَّه

وَصیُ المصطفی حَقّا، اِمامُ الإنسِ والجِنَّه

علی مولا علی مولا ..

 

عیدیمو بده منم بیام ،شبِ مبعث زیارتت

یا برم پیش امام رضا ،که بگم تبریک به آقا

یه نگاهی عنایتی ،تو این شب زیارتی

به خدا قبلۀ دنیا ،شده باز گنبد خضرا

پدر و مادرم ، فدایِ تو یا اباالزهرا

شبِ شاه خراسانِ، حاجتم دست سلطانِ

آرزوم کربلا رفتن، برا اعیادِ شعبانِ

علی موسی الرضا سلطان ..

 

حق داده به ما وعده ی خیر و حسنات

هم وعده ی جنات سراسر نعمات

خواهی که شود نصیب تو این برکات

بر خاتم انبیا محمد صلوات


دانلود دل آواز مددی یا رسول الله

تماشا در نماشا

یا باب الحوائج یا موسی ابن جعفر

با گریه، با آهِ دمادم می نویسند
در ذیل مُصحف،شرحِ ماتم می نویسند
اندوه را با جوهر غم می نویسند
این روضه را مثل مُحَرَّم می نویسند

کوچه به کوچه مجلس ماتم گرفتند
کَرّوبیان با روضه خوان ها دم گرفتند

آیات قرآن حضرت موسی بن جعفر
تسبیحِ ایمان حضرت موسی بن جعفر
آوای باران حضرت موسی بن جعفر
دردی و درمان حضرت موسی بن جعفر

لب تشنۀ عشق توام باران عطا کن
از دردمندان توام درمان عطا کن

بویِ دل‌انگیزِ بهارِ مَردُم ما
نورِ چراغِ شام تارِ مَردم ما
بودی همیشه در کنار مَردُم ما
خیلی گره خورده است کار مَردُم ما

گرچه گرفتاریم یا باب الحوائج
امّا تو را داریم یا باب الحوائج

بیماری ما زندگی منهای روضه است
راه علاجِ ما دو قطره چای روضه است

چشم مرا تر کن زمان ربّناها
لطفاً نگاهم کن میان این گداها
پیچیده در هفت آسمان ها این صداها:
یا “فاطمه معصومه”ها و یا “رضا” ها

این خاک شد “ایرانِ” این خواهر_برادر
جانِ همه قربانِ این خواهر_بردار

دانلود دل آواز موسی ابن جعفر

تماشا در نماشا

دریای رحمت!ما به موج‌ات خو گرفتیم
از هرکسی جز خاندانت رو گرفتیم
در اوج بیماری ز تو دارو گرفتیم
ما نسخه را از “ضامن آهو” گرفتیم

صحن رضا جانِ شما دارالشفا شد
پای ضریحش نُطقِ طفل لال وا شد

اما امان از درد و رنجی که بر شما روا داشتند

با ذکر مادر درد پهلو می کشیدی
داغ حسن را کنج زندان می چشیدی

داغ تو ما را کُشت ای فرزند زهرا
عَجِّل وفاتی خوانده ای مانند زهرا

چهارده سال گوشۀ زندان ها هرجا بردنش، که لب به شکایت باز کنه! هی میگفت خدایا شکرت یه گوشه خلوتی برا موسی گذاشتی تا با تو مناجات کنه،درد دل کنه، اما این سال آخری انقدر این یهودی ملعون اذیت کرد .. هی میگفت ای خدایی که یوسف رو از قعر چاه بیرون آوردی، اى خدایی که درخت را از بین گل و شن بیرون مى ‏آرى دیگه موسی رو نجات بده (۳).. یه زن بدکاره ای رو آوردن تو زندان گفتن بیاد تو زندان آقا رو اذیت کنه ..(۴) (آقا یه نگاه کردی زن بدکاره رو عوض شد .. یه عمرِ ما گریه کنه حسینیم، وقتش نشده ما رو هم عوض کنی آقا جان؟!) بعد از ساعتی دیدن موسی ابن جعفر رو خاک افتاده هی میگه قُدّوس سُبحانکَ سُبحانکَ .. دیدن زنه نیست! کجاست؟! نگاه کردن پشت آقا رو خاک افتاده هی میگه العفو العفو العفو .. آقا ماه رجب تموم شد ما که هیچ کاری نکردیم .. چیزی تا مهمونی خدا نمونده .. دستمون خیلی خالیه .. یه نگاه کن آقاجان

شیعه هنوز از غُصّه ات تشویش دارد
داغ تو را در سینه بیش از پیش دارد
سِندیِ ملعون بد زبانش نیش دارد
روی لبش دشنام قوم و خویش دارد

چیزی برای تو به جز ماتم نمانده
نای مناجاتی برایت هم نمانده

یکی از زندانبانا گفت یه جا خیلی دلم سوخت دیدم ‌موسی بن جعفر داره از پنجره حیاط نگاه میکنه، دست و پا غل و زنجیر،در حالیکه دختر و پسرم داشتن بازی میکردن، اونا رو نگاه میکنه آروم آروم اشک میریزه و یه چیزی زیرلب  میگه،دقت کردم دیدم میگه معصومه جان .. رضا جان .. خیلی دلم براتون تنگ شده بابا.. اینجا دشمن میگه یه جا دلمون به حال موسی بن جعفر سوخت اونم‌ این لحظه بود .. اما تو‌ کربلا هم دشمن میگخ ما یه جا دلمون خیلی به حال حسین  سوخت،میدونی کجا، اون وقتی که حسین علی اصغر و بالا گرفت حرمله تیر به گلوی علی زد .. دیدن حسین  هم همراه علی داره بال بال میزنه ،یه قدم میره سمت خیمه،یه قدم  برمیگرده ..*بلند بگو‌ حسین

موسایِ طور غم عصایت را شکستند
با زجر تو قلب رضایت را شکستند
نامردها دست دعایت را شکستند
زیر لگدها ساق پایت را شکستند

*السلام علی الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَظُلَمِ الْمَطَامِیرِ، ذِی السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ قربونِ اون آقایی که ساقِ پاهاشُ خُرد کردن .. این عبارتُ سه جا به کار بردن، یه جا بینِ در و دیوار چه کردن با پهلویِ فاطمه ..! یه جا هم اومدن پیش عبیدالله ملعون، گفتن امیر به ما جایزه باید بدی؟! گفت مگه چیکار کردید؟! گفتن نَحنُ رَضَضنَا الصَّدرَ بَعدَ الظَّهرِ .. ما اسب‌هامون رو نعلِ تازه زدیم .. بدنِ حسین رو با خاک یکی کردیم

آقا جان درسته ساق پای شما رو خرد کردن اما آقا جان

اصلاً تنت آماج تیغ و نیزه ها شد؟!
از پشت سر راس تو از پیکر جدا شد؟!
آن‌گونه دور خیمه هایت شر به پا شد؟!
ناموس تو راهیِ شامات بلا شد؟!

پس هیچ دردی مثل درد کربلا نیست
پس هیچ داغی داغ شاه سرجدا نیست

حسین آرام جانم

حسین روح وروانم

حسین هست ووجودم

حسین بود ونبودم

حسین داروندارم

حسین ورد زبانم

 دانلود روضه

تماشا در نماشا

ناد علی


ناد علی،یادِ علی

دستمو امدادِ علی

باده به من داده علی

در دلم افتاده علی

هله امروزِ امیرِ درِ می خانه تویی؛

هله فریادرس این دلِ دیوانه تویی

کعبه یک سنگِ نشانیست که ره گُم نشود؛

تا بدانند همه،صاحبِ این خانه تویی

مستِ علی مستِ علی

دائم و پیوسته علی

دست علی دستِ خداست

چشم منو دستِ علی

دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند؛

همه با ذکر علی

همگی مستِ علی؛

گلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

همه با اسمِ علی

همه سر مستِ علی

با منِ راه نشین باده مستانه زدند

همه با یاد علی

همه پابست علی

قرعه فال به نامِ منِ دیوانه زدند

همه با عشقِ علی

همه با دستِ علی

ناد علی،یادِ علی

دستم و امدادِ علی

باده به من داده علی

در دلم افتاده علی

صحن ایوان نجف باز مرا راه بده

در طوافِ حرمت فرصتِ دیدار بده

ای نسیمِ سحر آرامگه یار کجاست

وقت مرگم نفسی مهلت دیدار بده

مستِ علی مستِ علی

دائم و پیوسته علی

دست علی دستِ خداست

چشم منو دستِ علی

عمرِ من طی شده در راهِ توالای علی

با حسین و حسن و زینب و زهرای علی

خورده اَم زخم به امید مداوای علی

تا بلندم بکند دستِ تولای علی

راه علی،ماه علی

دلبرِ دلخواه علی

یار علی دلدار علی

حیدر کرار علی

حیدر شدی تا پشت در هِی در بکوبند

جای ملائک نیست بال و پر بکوبند

زهرا دلش میخواست ذکر یا علی را

روی عقیق سرخ پیغمبر بکوبند

سنگ علی را فاطمه بر سینه کوبید

باید که بر دُرِّ نجف حیدر بکوبند

اسم تو اسم اعظم پروردگار است

این مُهر را باید به هر منبر بکوبند

ناد علی،یادِ علی

دستم و امدادِ علی

باده به من داده علی

در دلم افتاده علی

علی مولای درویشان، صفابخش دل ایشان

به هر دردی پی درمان، علی گویم، علی جویم


دانلود دل آواز ناد علی

تماشا در نماشا

قربون کبوترای حرمت امام رضا

آقای من،مولای من،خدای من،خود خدا میگه میخوای بیای در خونم اگه دستت خالیه بیا،اگه بار گناهت سنگینه بیا ولی بی واسطه نیا،خودمون هم تو دنیا وقتی کارمون پیش کسی گیر میکنه میگردیم دنبال یکی که پیش اون فرد آبرو داشته باشه،واسطه بشه،کارمون راه بیفته،در خونه خدا،با این بار گناه،پیش کی رو بزنیم که هم واسطه ما بشه،هم تا اسمش ومیاریم غم و غصه مون تموم بشه،کیه که ما ایرانیا هر چقدر بدی کنیم اون فقط با خوبی جوابمون رو میده

قربون کبوترای حرمت امام رضا
قربون این همه لطف و کرمت امام رضا

از روزی که با تو آشنا شدم امام رضا
مورد مرحمت خدا شدم امام رضا

از گناه بال و پرم سوخته شده امام رضا
چشم من بر حرمت دوخته شده امام رضا


دست هر بنده که بر دامن مولا برسه

درد پنهانیش امشب به مداوا برسه


امشب از پرده دل آنهمه فریاد کنیم

تا مگر رضا به فریاد دل ما برسه

 

یا علی موسی الرضا میشه به من نگاه کنی؟
اونقدر رضا میگم تا دردمو دوا کنی!


دانلود دل آواز قربون کبوترای حرمت امام رضا

تماشا در نماشا

جان برادر ندیدی


فکر می کنید این همه درد و این همه مصیبت ،این همه غم وامشب زینب با کی تقسیم میکنه؟برا کی میره میگه؟رو کرد به سمت علقمه:آی غیرت الله، خوش به حالت عباس

 

رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی

عباس من دیدی اما مانند خواهر ندیدی

آن صورت مهربان را ،محبوب هر دو جهان را

وقتی غریبانه می رفت، بی یار و یاور ندیدی

مانند خواهر ندیدی،جان برادر ندیدی

آره عباسم درست میگی داداش

آری در آوردن تیر، بی دست از دیده سخت است

اما در آوردن تیر، از نای اصغر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

مگه چی دیده زینب

حیرانی ِ یک پدر را ، با نعش نوزاد ِ بر دست

آن بُهت و ناباوری را ،در چشم مادر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

امشبم نبودی ببینی داداش،همه رو آروم کردم،یه وقت دیدم پشت خیمه ها یه ناله ای میآد،رد ناله رو گرفتم ،دیدم رباب روی خاک ها نشسته،هی این خاک هارو روی سر می ریزه،هی به صورت لطمه میزنه،گفتم: عزیز دلم،مگه نمی بینی چه طور بچه هارو یه خورده آروم کردم،تو باید کمک من باشی،من ویاری کنی،چرا این طور داری ناله می زنی؟جیگر من خون هست خون ترش نکن رباب،صدا زد خانم دست خودم نیست،از عصری که اینها یه جرعه آب به ما دادند،سینه هام پر شیر شده،تا حالا که اصغرم بود شیر نداشتم،حالا که شیر دارم دیگه اصغرم نیست،هنوز صدای گریه هاش تو گوشم ِ

شد پیش تو نا امیدی، تیر ِ نشسته به مشکت

مثل من اطراف عشقت، انبوه لشکر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

نبودی ببینی داداش، نبودی ببینی چه طور عشقم رو دوره کرده بودن،یکی با شمشیر می زد،یکی با نیزه می زد،یه عده قُربَهً الی الله سنگ می زدند،عباس اونی که جیگرم رو خون کرده اینه،پیرمردها می اومدند با عصا می زدند.

بر گودی گرم گودال ،خوب است چشمت نیفتاد

چون چشم ناباور من، دستی به خنجر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

دل خونی اما برادر، دل خون تر از من کسی نیست

آخر تو بر خاک صحرا ، مولای ِ بی سر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

خودم دیدم ز بالای بلندی

که محبوب خدا را سر بریدند

امون از دل زینب،وای از دل زینب

جسمت زخمی مانده بر خاک
از تیغ و نیزه ها صد چاک
مانده در روی زمین شاه مظلومان حسین
نوحه خوانند انبیا در زمین کربلا
 
ای وای

یار نداشتی

یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی

کاشکی پشتِ خیمه شیرخوار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی

یار نداشتی رمقی برای پیکار نداشتی
جز حرم غصه ای انگار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی

کار از کار گذشت ؛
مرکب از تنِ تو هربار گذشت ..

مونده برای ما چشم تری فقط
از خیمه های ما، خاکستری فقط
نمونده اکبری، نمونده اصغری
تو خاک و خون تنی ، بالای نی سری
ای خدا
چرا دارن اسبا رو ، نعل تازه می زنن
عرش خداست سینه ای که میخوان پامالش کنن

امام باقر میفرمایند ما دیدیم عده ای با اسب هی می تاختند داخل گودال،میومدند بالا دور میزدند دوباره میرفتند داخل گودال،بعد چند بار دیدیم از گودال که آمدند بیرون، رفتن سمت علقمه که رو بدن عموم عباس  هم بتازن

یار نداشتی کفنی غیر همین خار نداشتی
حتی با زخم تنت کار نداشتی
پیرُهن نداشتی دستار نداشتی

یار نداشتی ولی این غصه رواین بار نداشتی
یارِ بین در و دیوار نداشتی
تیر و نیزه بودُ مسمار نداشتی

کار از کار گذشت
قصه بین در و دیوار گذشت
روضه با داغیِ مسمار گذشت ..

وقتی تیر و تو قلبش زدن ، هر کاری کرد تیرُ از رو به رو در بیاره نشد .. اربابِ ما رو اسب خم شد .. تیر و از کمر در آورد .. از سینه مثل ناودون خون میریخت .. دو دستی خون هارو به محاسنش میمالید .. چیزی زیر لب میگفت ، شاید میگفت منو امروز نکشتن .. من کشتۀ اون روزیم که مادرم باردار رفت پشت در .. یکی نگفت این دختر رسول خدا هست ..*

سر نداشتی تشنه بودیُ برادر نداشتی
جایِ سالمی تو پیکر نداشتی
من بمیرم که تو مادر نداشتی

سر نداشتی بینِ لشکر بودی لشکر نداشتی
بال و پر زدی ولی پر نداشتی
کاشکی تو خرابه دختر نداشتی


دانلود روضه

تماشا در نماشا

تلظی مکن جان بابا


چرا نازکای گلویت  دگر جای بوسه ندارد
شده موسم آن که خونت  به عرش الهی ببارد
تو ذبح حسینی که عطشان  منا کرده ای کربلا را
که گهواره ی خالی تو تکان داده ارض و سما را
مرا می کُشد غم  در این حال محزون
که لبهای خشکت/ لبالب شد از خون
لالایی، علی اصغر

 

 

تلظی مکن نازنینم  تلظی مکن جان بابا
مبادا که دشمن ببیند  تکان خوردن شانه ام را
ببین بی تو تنهایی ام را  ببین خم شده قامت من
به خون تو دستم حنا شد  علی اصغر ای زینت من
تلظی مکن ای  گل پرپر من
یا باب الحوائج  علی اصغر من
لالایی، علی اصغر

شده جلوه ی اسم اعظم  به چشمان ناز تو پیدا
تو سرّ حسینی که آمد  برای شهادت به دنیا
اگرچه که ششماهه باشی  تو هفت آسمان را نشانی
تو طفلی ولیکن شگفتا   که پیر همه عارفانی
شبیهت ندیدم  شهیدی به عالم
تو را با دو دستم  به حق، هدیه دادم
لالایی، علی اصغر


دانلود دل آواز تلظی مکن

تماشا در نماشا

زینب و روز وداع


نگران بودم از این لحظه و آمد به سرم
زینب و روز وداع تو!؟ امان از دل من
این همه رنج و بلا دیدم و چشمم به تو بود
تازه با رفتنت آغاز شده مشکل من 

شوق دیدار، تو را می‌کِشد اینسان، اما
ای همه هستی زینب! کمی آهسته برو
تو قرار است به میدان بروی ... آه ! ولی
جان من آمده بر لب، کمی آهسته برو

خواستی پیرهن کهنه چرا یوسف من؟
گرگ‌های سر راه تو چه دینی دارند؟ 
این جماعت سرشان گرم کدام اسلام است؟
که از آیینۀ پیغمبرشان بیزارند


تو که از روز تولد شدی آرامِ دلم
نرو اینگونه شتابان و نکن حیرانم
بوسه‌ای زیر گلویت زده‌ام اما باز
بروی، می‌روم از حال، خودم می‌دانم 

با تو آمد دم میدان دل آواره‌ی من
پر زد انگار در این فاصله روح از بدنم 
من که بی عطرت از اول نکشیدم نفسی
می‌شود از تو مگر جان و دلم! دل بِکَنم؟

روی تل بودم و دیدم که چه تنها شده‌ای
نیزه دیدم که به دستان غریبت مانده
همه رفتند، همه ... قاسم و عباس و علی 
نه برای تو زهیرت، نه حبیبت مانده

سنگ در دست همه آمده‌اند استقبال

مومنانی که به تو نامه نوشتند حسین!

در پی کوثر و جنات، ... پیِ ریختنِ

خون آقای جوانان بهشتند حسین!

 

دیدم از نور خدا گفتی و آغوش نبی

ولی آواز تو را هلهله ها نشنیدند

سنگدل‌ها به خیام تو نظر می‌کردند

سنگ‌ها صورت زیبای تو را بوسیدند

 

زینت دوش نبی را به چه حالی دیدم

خون پیشانی بر صورت او جاری بود

غیر از این صحنه اگر هیچ نمی‌دید دگر

کار زینب همه‌ی عمر عزاداری بود

 

تو رجز خواندی و دیدم همگی لرزیدند

یا علی گفتی و دیدم که چه غوغایی شد

 

کاش عباس و علی اکبرت اینجا بودند

صحنۀ رزم تو لب تشنه! تماشایی شد

 

هر چه از خیبر و از بدر شنیدم، دیدم

هر کس از خوردن یک تیغ تو بر خاک افتاد

با خدا، عالم و آدم به تماشا بودند

ناگهان ناله‌ای از عرش در افلاک افتاد

 

مادرت فاطمه بود آه کشید از ته دل

تا تو را دید چنین از سر زین افتادی

من ندیدم که چه شد کارِ تن و آن همه تیر

چشم بستم به خدا! تا به زمین افتادی

 

ناگهان معرکه‌ی دور و برت ساکت شد

کاش دست از سرت ای دلبر من بردارند

 

چیست در دست سیاهی؟ نکند ...! یازهرا !

یعنی این مردم بی‌رحم چه در سر دارند؟

 

آن سیاهی به تو نزدیک شد و زانو زد

چشمهای من از این صحنه سیاهی رفتند


دانلود دل آواز وداع

تماشا در نماشا

من ایرانم و تو عراقی


من ایرانم و تو عراقی چه فراقی چه فراقی
بگیر از دلم یه سراغی چه فراقی چه فراقی
جوونیم فدا سر ساقی چه فراقی چه فراقی

دوری و دوستی سرم نمیشه و
هیچ کجا واسم حرم نمیشه و
از تو دورم باورم نمیشه و دارم میمیرم

کربلا واسم ضروریه حسین
اربعین اوضاع چجوریه حسین
کار من امسال صبوریه حسین دارم میمیرم

آرزومه راهی مشایه شم
کربلایی شم باهات همسایه شم
پرچم سرخت باشه آسایشم آروم جونم

این روزا عطر اقاقیا میخوام
تلخی چای عراقی رو میخوام
گریه تو صحن ساقی و میخوام آروم جونم


دانلود دل آواز من ایرانم و توعراقی

تماشا در نماشا



روضه امام باقر


امروز که روزِ شهادتشِ، یه زائر کنار قبرش نیست،کسی کنار مزار مطهرش نیست ...نه شمعی نه چراغی نه گنبد و نه چراغی نه زائری...ان شا الله امام زمانمون میاد به همین زودی کنار ضریح مطهرش عرض ادب میکنیم، اما اصل مصیبت امام باقر ،مصیبت جدِّ مظلومش حسینه،آخه امام باقر همه حوادث کربلا رو دیده،اگه بنا به روضه خواندن باشه، امروز ،بهترین روضه خوان خودِ امام باقرِ

 

تو چشام موج میزنه ، موج میزنه

دریایی از غم ها ...
لحظۀ جون دادنه ، جون دادنه
با یادِ عاشورا ...

تشنگیم از لبِ حسینِ
مذهبم ، مذهبِ حسینِ
من اگر باقر علومم
مکتبم ، مکتبِ حسینِ

مگه یادم میره بی تابیِ علی اصغر
مگه یادم میره جسمِ عموم علیِ اکبر
مگه یادم میره خونِ رویِ لبۀ خنجر ...

 

اشکایِ چَشمِ ترم ، چَشمِ ترم
رفیقِ شب هامِ
نوحۀ اهلِ حرم ، اهلِ حرم
هنوز رو لب هامِ

قاتلم غربتِ حسینِ
ساحلم تربتِ حسینِ ...
دفتر و منبر و کتابم
حاصلِ نهضتِ حسینِ

مگه یادم میره اشکِ تویِ چشایِ عمه
مگه یادم میره بغضِ تویِ صدایِ عمه
مگه یادم میره زنجیرِ دست و پایِ عمه ...

مگه یادم میره سر وطبق توی خرابه

مگه یادم میره بغض گلوی اون سه ساله

مگه یادم میره دق کردن  اون نازدانه


امشبم با روضه ها ، با روضه ها
بازم میرم از حال
تا برم پیشِ خدا ، پیشِ خدا
با روضۀ گودال

پیشِ چشمم سرِ حسینِ
نالۀ آخرِ حسینِ
قاتلم یادِ لبِ خشکِ
ساقیِ لشکرِ حسینِ

مگه یادم میره اون چشمایِ تَرِ اباالفضل
مگه یادم میره اون جسمِ پرپر اباالفضل
مگه یادم میره زخم رویِ سر اباالفضل

مگه یادم میره بی تابیِ علی اصغر
مگه یادم میره جسمِ عموم علیِ اکبر
مگه یادم میره خونِ رویِ لبۀ خنجر ...

اما میدونی امام باقر تا آخر عمر برا کدوم روضه بیشتر گریه کردن،میفرمایند خودم دیدم سر جدم تو طشت طلا قرآن می خواند: بِسْمِ ٱللّهِ ٱلرَّحْمنِ ٱلرَّحِیمِ  وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ  لذا هر جا صدای قرآن می شنید یاد سر بریده می افتاد وناله میزد،میدونی چرا ناله میزد،آخه هرکسی که قرآن می خونه لباش رو بوسه می زنن، ولی آقا میفرمایند:من اون طفل سه چهار ساله خودم دیدم  اون نانجیب اونقدربا چوب خیزران به لب ودندان جدم حسین زد که خون تازه از اون سربریده جاری شد،ای مظلوم حسین غریب حسین

حسین آرام جانم

حسین روح وروانم

حسین هست ووجودم

حسین بود ونبودم

حسین داروندارم

حسین ورد زبانم


دانلود روضه

تماشا در نماشا

روضه امام جواد


شدی جواد، همیشه فقیر تو باشیم

فقیر‌‌هایِ میانِ مسیر تو باشیم

 

شهید کرد تو را زهر فتنۀ یک زن

شهادت تو شبیه است به امام حسن

 

درستِه امام حسن خیلی غریبِ،اما جوادالائمه غربتش بیشتر از امام حسنِه،هر دو به دست همسر شهید شدن،هر دو غریب بودن،اما لحظه ی جان دادنِ امام حسن، کنار بسترش، ابی عبدالله سرش رو به دامن گرفته بود،عباس سر به دیوار گذاشته بود اشک میریخت،زینب کنارش بود،همه داشتن به حال امام حسن اشک میریختن،اما جگر گوشه ی امام رضا،داخل حجره ی دربسته،هر چی میگفت:آه جیگرم داره میسوزه...یه نفر نبود با جوادالائمه هم ناله بشه....یه عده دارن دست میزنن،یه عده دارن هلهله میکنن.... امون ای دل امون ای دل یاجوادالائمه

 

غریبُ و تنها نیمه جونه

آسمونم روضه خونه

اشکِ چشماش مثلِ بارونه

 

رویِ خاکا سر میذاره

هیچکسُ اینجا نداره

بی حبیبه حتی تو خونه

 

رویِ خاکِ حجره دلش گرفته از این زمونه

من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه

 

شبا و روزاش تاره ... امون ای دل امون ای دل

چه حالِ زاری داره ... امون ای دل امون ای دل

 

 

هلهله کردن نانجیبا

ناله میزد واغریبا

خیر نبینی بی وفا دنیا

 

لحظه هایِ آخرش بود

تشنه لب آب بهش ندادن

حجره میشه مثل عاشورا

 

پاسخی ندادن به ناله هایِ عزیز زهرا

لخته خونه رویِ لبایِ خشکش آه و واویلا

 

کبوده روی ماهش ... امون ای دل امون ای دل

چه جانگدازه آهش ... امون ای دل امون ای دل

 

میون این همه هلهله ها یه وقت اُم فضل دید یه کنیزی یه ظرف آب دستش گرفته،داره نزدیک حجره میشه،با تعجب گفت:کجا؟آب برا چی داری می بری؟ گفت:دارم برا پسر فاطمه می برم،جگرم رو ناله هاش آتیش زده،ببین هی داره میگه آه جگرم...ظرف آب رو گرفت محکم رو زمین زد،گفت:اینجا ایستادم ببینم با لب تشنه جون میده...آی گریه کن ها! کربلا هم انگار فقط یه نفر صدای حسین رو شنید،هلال سپرش رو پر از آب کرده،نزدیک گودال یه وقت دید نانجیب از گودال بیرون اومد،همه بدنش داره میلرزه،سئوال کرد،کجا داری میری؟آب برا کی داری می بری؟گفتم:برای پسر فاطمه می برم،دستارش رو باز کرد،گفت: بیهوده زحمت کشیدی،سر ابی عبدالله رو نشون داد...گفتم:نانجیب تو که کار خودت رو کردی،دیگه چرا بدن نحست داره میلرزه؟گفت:هلال!گوشه ی گودال لحظه ی آخر،هیچ کسی نبود،اما وقتی خنجر روی گلو گذاشتم،یه وقت دیدم صدای یه خانومی میاد:"بُنیَّ قَتَلوکَ عَطشانا"...حسین..."صلی الله علیک یا سیدناالمظلوم یااباعبدالله..."


دانلود روضه

تماشا در نماشا

یا سلطان علی ابن موسی الرضا


درد  دلهای  منو  پنجره های  حرمت
کودکیهای  منو  خاطره های  حرمت

صحن و ایوان طلایت به دلم میچسبد
دل  من  شیفته ی  منظره های  حرمت


در صحن رضا ، رضا رضا میگویم
از درد دل و عشق و شفا میگویم

گفتم که به آقا برسان حاجت دل
از یک سفر معنوی کرببلا میگویم


یا سلطان علی ابن موسی الرضا

شمس الشموس،انیس النفوس،یا امام رئوف

به رسول خدا،به علی و ولا

به زهرای بتول،به حسین وحسن

که تو را قسم،بخدا قسم

بطلب که منم بیام به حرم


دانلود دل آواز یا سلطان

تماشا درنماشا



آمدم ای شاه پناهم بده


آمده ام

آمدم ای شاه پناهم بده

 خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان

 دور مران از در و راهم بده

 

ای که عطابخش همه عالمی

 جمله حاجات مرا هم بده

در شب اول که به قبرم نهند

 نور بدان شام سیاهم بده

 لایق وصل تو که من نیستم

 اذن به یک لحظه نگاهم بده رضا جان

رضا سلطان قلبم

رضا درمان دردم

رضا یار ضعیفان

رضا حج فقیران

رضا پناه ایران


دانلود دل آواز آمدم ای شاه

تماشا در نماشا

رضا رضا جان


بسکه ،دستِ گره گشا ،داری مولا جان

از گدا هم ،کریم می سازی،آقا جان

بسکه، اعجاز وکیمیا داری مولا جان

رضارضاجان رضارضاجان رضارضا مولا

 

من هوای تورا ،به سر دارم یامولا

تو هوای دلِ مرا داری یامولا

هرچه بیمار هم بیاید ،بازدرکویت

تو برایِ همه ،دوا داری یامولا

رضارضاجان رضارضاجان رضارضا مولا


دانلود دل آواز رضا رضا جان

تماشا در نماشا

رضا جانم رضا


نور باشد سایه‌ای در پای دیوار شما
کور بینا می‌شود با یاد دیدار شما

با کلاف جان به بازار محبت بسته صف
صد هزاران یوسف مصری خریدار شما

از چه بنشستید با ما خاکیان تیره روز‌
 ای چراغ عرشیان، خورشید رخسار شما

امام رضا ...
 
ای صفای قلب زارم هرچه دارم از تو دارم
تا قیامت‌ای رضا جان سر ز خاکت بر ندارم

منم خاک درت، غلام و نوکرت
مران از در مرا، به زهرا مادرت

رضا جانم رضا ... رضا جانم رضا
رضا جانم رضا

یاد امام و شهدا


بیا یاابن‌الحسن دردم دوا کن
دلم را با شهیدان آشنا کن
بیاکه دلمون از رفتن سردارت خونه آقا 
خوشا آنان که محرم با تو بودند
شهیدانی که همدم با تو بودند
خوشا آنان که در وقت شهادت
به یاد جد عطشان تو بودند

آقا حاج قاسم داشت میومد به زیارت جد غریبت اباعبدالله،اما میدونی که تذکره شهادتش رو عرفه، از سلطان علی ابن موسی الرضا گرفته بود،تذکره ای که برا رسیدن بهش چهل سال مجاهدت کرد وافسوس خوردوناله زد
 

 

یاران همه رفتندافسوس که جامانده منم

حسرتا این گل خارا همه جا رانده من

پیر ره آمد وطریق رفتن آموخت

آن که نارفته وجامانده منم

آقا میدونی که همش التماس دعا داشت به همرزمای  شهیدش بپیونده، انگار نوحه مشهور یاد امام وشهدا،برا حاج قاسم بود که به همه فرزندان ایران همیشه میگفت

میگفت پسرم! نور دلم، باغ گلم، همه حاصلم


الهی هیچ مسافری، از رفیقاش جا نمونه


تو هم دعا کن که بابات غریب و تنها نمونه


بعدِ امام و شهدا زیاد تو دنیا نمونه


اینا تو آسمونِ من ستاره های سحرن


بجونِ تو برای من عزیز تر از برادرن


به کی بگم؟ چه جور بگم؟ بعضیاشون تو بیداری


بعضیاشون تو رویاها


جلوه ی مولا رو دیدن، جذبه ی آقا رو دیدن

آخرش حاجتمو من می گیرم
یه روز از عشق تو مولا می میرم

یاد امام و شهدا، دلو میبره کرب و بلا


دانلود دل آواز یاد امام و شهدا

تماشا در نماشا



ترسم تو بیایی و من آن روز نباشم


ترسم تو بیایی و من آن روز نباشم
ای کاش که من خاک سر کوی تو باشم

دلدار منی یابن الزهرا
تو یارمنی یابن الزهرا

هرکس به کسی نازد و من هم به تو نازم
ای کاش که جان بر سر کوی تو ببازم

خداحافظ ای کوفه ای شهر غم


خداحافظ ای کوفه ای شهر غم

که درکام من کرده ای زهر غم

خدا حافظ ای مُهر و محراب من

گواه دل وچشم بی خواب من

خداحافظ ای سجده گاه علی

که چشم تو مانده براه علی

خداحافظ ای نخلها ، چاه ها

دگرنشنوید از علی آه ها

خا حافظ ای کوچه های خموش

نیاید دگر نان و خرما به دوش

خدا حافظ ای روزه ها، روزها

دعاها، مناجاتها، سوزها

خداحافظ ای نان خشک و نمک

خداحافظ ای ماجرای فدک

خداحافظ ای بی وفا دوستان

خداحافظ ای آتش و ریسمان

چه کردی تو ای ریسمان بادلم

نه دستم ببستی که پای دلم

خداحافظ ای کوچه ی پرز دود

خداحافظ ای داغ یاس کبود

خداحافظ ای زانوی دربغل

خداحافظ ای انتظار اجل

خداحافظ ای صبر لب دوخته

خداحافظ ای خانه سوخته

خداحافظ ای چشم حلقه به در

یتیم دوباره شده بی پدر

بگو جز غم جهل مردم نخورد

بگو در همه عمر گندم نخورد

ندیده در ایام، چشم سحر

ز خورشید چشمم سحر خیز تر

به شامم فلک آفتابی نداد

سلام علی کس جوابی نداد

بیا ای فروغ سعادت بیا

نجات علی ای شهادت بیا

بیا حق زحق نا سپاسان بگیر

علی از علی ناشناسان بگیر

خدایا زکارم گره وا شده

خدایا دلم تنگ زهرا شده

غم و دردم امشب به پایان رسید

به زهرا بگویید مهمان رسید

خداحافظ ای بیت الاحزان یار

خداحافظ ای قبر پنهان یار

خداحافظی می کنم با همه

که چشم انتظارم بود فاطمه

رساندی تو ای کوفه جان بر لبم

مدارا کن ای کوفه با زینبم

روضه حضرت علی و حضرت رقیه


بعد از ضربت خوردن علی،حسنین زیر بغلای علی رو گرفتن آوردن سمت خونه،دم درخونه، علی گفت دستمو رها کنید مبادا زینبم منو تو این حال ببینه وپریشان بشه،یا علی! زینبت تو کوفه سی و پنج سالش بود،که می خواستی فرق شکافته رو نبینه،تازه بچه هات زیر بغل هات رو گرفتن،این دو سه روزه هوای زینب رو داشتن،یا علی، سی و چند سال کجا،یه دختر سه ساله ی کتک خورده کجا؟ با دستای لرزونش سر رو از تو طبق برداشت،گرفت تو بغلش،گفت بابا کجا یهو گذاشتی رفتی بابا،چرا منو نبردی بابا


خوش اومدی تو از سفربابا

توروخدا منو ببر بابا

کجا یهو تو بی خبر بابا

گذاشتی رفتی...

 

دیگه تمومه گریه و زاری 

تمومه این شبای بیداری

آخه نگفتی دختری داری

گذاشتی رفتی

 

نذار بازم به من جسارت شه

همین لباس پاره غارت شه

منو ببر که عمه راحت شه

بابا بابایی...

 

نبودی از همه کتک خوردم

یه جوری زد که عمه گفت مردم

به خاطر تو طاقت آوردم

بابا بابایی

...

 

 

سه سالتو چقدر دادن آزار

گوشای خونیمو دیدی انگار

بذار بگم چی شد توی بازار

رو نیزه بودی...

 

بابا مارو بهم نشون میدن

به زور النگوهامو دزدیدن

بابا نامحرما منو دیدن 

رو نیزه بودی

 

بیابونا نمیره از یادم

بابا تو راه کوفه جون دادم

تو خواب من از رو ناقه افتادم

بابا بابایی...

 

یه درد مشترک این نازدانه با امام حسن مجتبی داره...بعد ازاینکه تو کوچه اون نانجیب جلو چشمش به مادرش سیلی زد،امام حسن مرتب شبها از خواب می پرید...بعد از اون شبی هم که این دختر از ناقه افتاد... این دختر دیگه نتونست بخوابه...هی میگفت: عمه! میترسم،عمه بابام کجاست

همه بگید مظلومه حسین،دردانه حسین،سه ساله حسین


دانلود روضه

تماشا در نماشا