
به یاد حاج قاسم که عمری درمسیر جهاد با نفس وخصم،ورد زبان کلام ونگاه وعملش ، یا فاطمه بود،پس بیا اینبار در اولین سالروز شهادتش،سلیمانی وار مادر را صدا بزنیم:
چادرت را
بتکان روزی ما را بفرست
ای که روزی دو عالم همه از چادر توست
ای مادر ای مادر ای مادر
من از خاک پای تو سر بر ندارم
مگر لحظه ای که دگر سر ندارم
مگیر از سرت سایه ی چادرت را
پناهی از این خیمه بهتر ندارم
ای مادر ای مادر ای مادر

نگاهی با دعا به حالم کن علی
نمانده فرصتی حلالم کن علی
امیرالمومنین بمیرم بعد ازاین
شوی خانه نشین
خداحافظ علی
دم رفتن شده
پر از تاب و تبم
سپردم خانه را
به دست زینبم
ببخش این خسته را
که بین غصه ها
شود از تو جدا
خداحافظ علی

بدرگاهت
پناه آورده ام شاها گدایم من
گدای زار و دلخسته حقیر روسیاهم من
بصد امید روی آورده ام ای خسرو خوبان
مکن نومیدم از درگاهت ای شه مبتلایم من
بجان مادرت زهرا پناهم ده مرا شاها
پناهی جز توام نبود فقیر و بی پناهم من
تویی نور خدا و حجت حق مظهر جانان
ضعیف و ناتوان رنجور حقیر تیره جانم من
امام ضامن و ثامن تو گنج رافت و مهری
نخواهی زایرت نومید باشد، این گمانم من
رضا سلطان قلبم
رضا درمان دردم
رضا یار ضعیفان
رضا حج فقیران
رضا پناه ایران

پسر حضرت هادی! به فدایت پدرم
پدر حضرت مهدی! به فدایت پسرم
نشسته
برقِ شادی تویِ چشمایِ هادی
ملائک دم گرفتند ، با آهنگِ منادی
از همه سری ، عزیز حیدری
خوش اومدی امام عسکری ...
اومده آیئنۀ خدا ، نوادۀ علیِ مرتضی
دومین امیرِ سامرا،رسیده سومین ابنالرضا
تو مدینه گل میبارن
اسمشُ حسن میذارن ....
از همه سری ، عزیز حیدری
خوش اومدی امام عسکری ...
گلِ بابُ المرادِ،که عطر و بوش زیادِ
خدا امشب چه ماهی،به هادی هدیه داده
تاجِ سروری ، خدایِ دلبری
خوش اومدی امام عسکری ...
مقدمش به دل صفا میده،به خلقتِ خدا بها میده
ای گدایِ سامرا بیا،آقا براتِ کربَلا میده
ضریحِ شش گوشه داره
برامون کم نمیذاره ...
از همه سری ، عزیز حیدری
خوش اومدی امام عسکری ...
تویی وردِ زبونم،تویی آروم جونم
سرودِ سال بعدُ،تو سامرا میخونم ...
نسلِ کوثری،شفیع محشری
خوش اومدی امام عسکری ...
سفره داری و زبون زدی،میون آقاها سرآمدی
اَیُهَا الزَکی العسکری،حسن حسن ابا محمدی
پدرِ صاحبِ مایی ...
ثمرِ خونِ خدایی ...
از همه سری ، عزیز حیدری
خوش اومدی امام عسکری
دانلود دل آواز خوش اومدی امام عسگری


هر سال، اول محرم رو با کلام ولی نعمتمون امام رضا شروع میکنیم: یابن شبیب إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ، برای هر چی میخواستی گریه کنی برای جدّ غریب ما گریه کنید،آقاجان هر سال اذن عزا رو ما از شما میگیریم، یا امام رضا ! ...
روضه هارو از تو دارم
گریه هارو ازتو دارم
به حسین ، کربلا رو از تو دارم
یا امام رضا ! ...
آخر صفرهم یاامام رضا،اومدیم در خونت، تا سیاهه عزاداری این دوماهمون رو امضا کنی،
اومدیم تا غم غربت جد غریبت رو گره بزنیم با غم غربت غریب الغربای طوس،
هر چند ناتوان شدی اما ز پا نَیُفت
ای هشتمین عزیز! عزیزِ خدا نَیُفت
می ترسم آن که دست بگیری به پهلویت
باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نَیُفت
کوچه به آل فاطمه خیری نداشته
دیوار را بگیر و در این کوچه ها نَیُفت
آخ چه غمیه غم این کوچه ودیوار،اصلا مصیبت هر کدوم ازاین آل الله رو میخوای بگی به مصیبت مادرشون میرسی،آخه هرکدومشون که زمین خوردن اول گفتن آخ مادر
از بس شبیه مادرش افتاد بر زمین
در انتهای کوچه سرش را گرفته بود
چشم انتظار دیدن روی جواد بود
خیلی بهانه ی پسرش را گرفته بود
بر روی خاک بود که پیچید بر خودش
آثار تشنگی، جگرش را گرفته بود
امام رضا به اباصلت فرمود:اگه دیدی عبا، روی سرم بود،دیگه کار از کار گذشته ومامون کار خودش رو کرده،وقتی امام از کاخ خارج شد دید امام عبا رو برسرکشیده ،یعنی نزدیک من نشو ،آخه همه دارن نگاه میکنن، ببینن کار من با سم به کجا میرسه ،اباصلت میگه تو اون مسیر کوتاه از کاخ اون ملعون تا حجره، امام شاید قریب به پنجاه بار نشست وبلند شد،گاهی میگفت آه جگرم ،گاهی هم میگفت جوادم کجایی پسرم، رسیدبه حجره رو انداز رو کنار زد،پیراهن ِ مبارک رو بالا زد، شکم رو گذاشت رو خاک،مثل مار گزیده دور خودش می پیچیدوجوادش رو صدا میکرد، بالاخره جوادش اومد به بالینش وسر پدر رو به زانو گذاشت ،چه خوبه هر بابایی داره جون میده،پسرش بیاد بالینش،اینجا پسر به اذن خدا از مدینه به طوس آورده میشه تا سر پدر رو به دامن بگیره،یه جا هم کربلا،شام غریبان دیدن زین العابدین خیلی پرسوز وگدازه وبی تابی میکنه،هی میگه:بابا نشد بیام سرت رو به دامن بگیرم،سرت رو از کربلا بردن،اینقدر میام تا سرت به من برسه. آقا جواد الائمه چشمای بابا روبست،قاعده اینه چشم های شهید یا میّت رو می بندند،اما بمیرم سر امام حسین از گودال بالا اومد، چشم ها باز بود، روی نیزه چشم ها باز بود، تو طشت طلا رفت چشم ها باز بود،تا اینکه تو خرابه شام سر بابا به دامن گرفته شد،اما نه آغوش پسر، آغوش دختر،اون هم سه ساله، با دست های کوچیکش چشم های بابا رو بست،آخه توی خرابه،زینب و زین العابدین دست بسته بودند، گفت:بابا من دیدم چجوری چوب به لبت زدن بابا،بذار لبات رو ببوسم بابا، دختر سه ساله لبها رو بر لبهای پدر گذاشت ودر همین حال گوشه ی خرابه دق کردوجون داد، آخه مثل مادرش دیگه طاقت دوری پدر رو نداشت،برا همینه میگن هیچ دختری مثل رقیه اینقدر ازمادرش ارث نبرده ، از روی ناقه افتاده واستخوان ها آسیب دیده،قد خمیده، صورت کبودازسیلی،اما ایکاش به سیلی بسنده کرده بودند
من دختری یتیمم اگر می شود نزن
گر می زنی بزن،ولی حرفِ بد نزن
سیلی مگر چه داشت که دیگر نمی زنی؟
سیلی بزن، به پهلوی من با لگد نزن


امام حسن به عبدالزهرا فرمودند:اگه خواستی برام روضه بخونی اینو بخون ...
روضۀ من اون لحظه ای بود که دستم تو دست مادرم بود ... تو کوچه های بنی هاشم، اون نانجیب چنان سیلی محکمی به صورت مادرم زد که بر زمین افتاد ،فقط همینو بگم،از این طرف که میرفتند ؛ دستان امام حسن در دستان مادر بود اما وقتی از اون کوچه برمیگشتند، دیگه دستان مادر دردستان امام حسن بود . امام حسن شده بود عصای دست مادر،
ممنونم ای زهر جفا کردی مرا حاجت روا
درد غم دیرینه ام دادی طبیبانه شفا
کاش آن زمان می آمدی در کوچه های بی کسی
تا می گرفتی پیش از این با جرعه ای جان مرا
تا که نمی دیدم دگر آن صحنه های پر شرر
شاهد نمی شد چشم من بر ضرب سیلی جفا
یا آنکه آتش می زدی بر این دل خونین جگر
تا که نبینم پشت در افتادن خیرالنسا
همه بگید یا زهرا

رسد ز افلاک، نوای ماتم
که گشته برپا، عزای خاتم
روح الامین بزن به سینه
بعد رسول بی قرینه
کرببلا شود مدینه
جان به لبِ پیمبر آمد
پیک عجل پشت در آمد
اجازه دست کوثر آمد
وا ابتاه واویلا

حسینِ زهرا، عزا گرفته
کنارِ زینب ،نوا گرفته
تاجِ سرم برادرم رفت
سایه ی رحمت از سرم رفت
حافظ ِسِرِّ مادرم رفت
ز پا نشسته خواهرتو
چه کرده با تو همسرتو
که سبز گشته پیکرتو
واحسنا واویلا


تو این
شبا برای حال خستمون دعا کن
تو رو خدا برا دل شکستمون دعا کن
ببین گناهبال و پر، پروازمون رو بسته
آقا بیا،برای بال، بستمون دعا کن
تو رو به
اضطرار زینب،
به قلب بی قرار زینب،
به غربت مزار زینب،
تو رو به لکنت رقیه
به زخم صورت رقیه
تو رو به غربت رقیه
بیا آقا،بیا مولا
من اومدم،بازصدات کردم،
تو هم منو صدام کن
یه کاری کن،بازبیا منو
دوباره رو
به رام کن
تو رو قسم به خجلت، سکینه از ابالفضل
آقا منواین اربعین،راهی کربلا کن
آقا منواین اربعین،زائر کربلا کن
تو رو به
شاه بین گودال
تو رو به اون پیکر پامال
به مادری که رفته از حال
به مشک
پاره ی علمدار،
تو رو به اون دو چشم خون بار،
به طفل تشنه تو گهوار،
بیا آقا،بیا مولا
آقا جان هربار طلبیده شدیم آمدیم کربلا،از همون ابتدا یه غصه ای گلومون رو میفشردودلمون رو خون کرده بود،اون هم غمی نبود جز غم لحظه خداحافظی با حسین،ما که فوقش چندروزی مهمان خوان باکرامت ارباب بودیم وچشمان نالایقمون هم توفیق زیارت چهره دلربای اباعبدالله رو نداشت، موقع خداحافظی داشتیم جون میدادیم ، ای امان از دل زینب که قریب پنجاه چند سال باحسین بود،چجوری میتونست از حسین دل بکنه،بخدا اگه دست ولایی حسین نبود که قلب زینب رو آروم کنه،زینب اون لحظه جان داده بود،اما یه خداحافظی غریبانه دیگه ای هم زینب با حسین داره که شاید اگه نظر اباعبدالله نبود زینب جان داده بود، اونم وقتیه زینب اربعین داره با حسین وداع میکنه بره مدینه،
کجا
برگردم بدون تو، ای سایه ی سر من
چرا جان بر لب نمی آید، در این غروب رفتن
به لبهای خشک تو سوگند، که تشنه ام به دیدار
همین که چشمان خود بستی، شده جهان من تار
مرا که کشته غم دوری، تو را خدا نگهدار
وای
الا قد خمیده خداحافظ
گلوی بریده خداحافظ
دل غصه دیده خداحافظ
وای
لب پاره پاره خداحافظ
دل پر شراره خداحفظ
تن پر ستاره خداحافظ
خدا حافظ ای حسین من
نرفته از یاد من هرگز، آن لحظه های آخر
چها گفتی با خدای خود، در آن دعای آخر
تو در زیر دست و پا ماندی، من بیقرار و حیران
همین که دشمن مرا میزد، همراه این یتیمان
دعا میکردم سرت از نی، مرا نبیند آن سان
وای
شب و انتظار سحر گشتن
ندارم دگر پای برگشتن
دوباره من و دربدر گشتن
وای
تو ای در بلا ساحل زینب
دعا کن برای دل زینب
که شد دوریت قاتل زینب
خدا حافظ ای حسین من

تو این شبا برای حال، خستمون آقادعا کن
تو رو خدا برا دل، شکستمون آقادعا کن
ببین گناه،بال و پر ،پروازما رو بسکه بسته
یکدم بیا،برای بال، بستمون آقادعا کن
من
اومدم،صدات کردم ،تو هم من رو صدایم کن
یه کاری کن،بیا من رو ،دوباره رو به راهم کن
تو رو قسم به خجلت، سکینه ازآقام ابالفضل
آقا منو،این اربعین هم، زائر کرببلا کن
آقا جان قسمت کن امسال،پای پیاده، از نجف راهی بشیم سمت کربلا،آخه تو این دوباری که اربعین قسمت شد بیاییم پابوس ارباب،نشد که این مسیر رو پیاده طی کنیم،همه امیدمون به امسال بود اسممون بره کنار اونایی که حال دلشون تو این هروله صفا تامروه نجف تا کبلا،گره خرده با این نوا وکلام
پشت سر مرقدمولا روبرو جاده و صحرا
بدرقه
با خود حیدر پیش رو حضرت زهرا
اینجا
هر کی هر چی داره نذر حسین کرده
هر
ستونی که رد میشیم سیل جوونمرده
یا
حسین لبیک یا حسین لبیک یا حسین یابن الزهرا
اومدیم
پای پیاده روز و شب توو دل جاده

تو این
شبا برای حال خستمون دعا کن
تو رو خدا برا دل شکستمون دعا کن
ببین گناه،بال و پر پروازمون رو بسته
آقا بیا،برای بال بستمون دعا کن
من اومدم،صدات
زدم تو هم منو صدام کن
یه کاری کن،بیا منو دوباره رو به رام کن
تو رو قسم به خجلت سکینه از ابالفضل
آقا منو،این اربعین زائر کربلا کن
یابن الحسن
آقا یابن الحسن دلمون برا اون مسیر پر پیچ وخم زیارت اربعین تنگ شده،مسیری که با پابوسی عمه جانتون حضرت معصومه برا گرفتن توشه را شروع میشد،اما الان آقا ما قبل از محرم وعاشورا، شدیم چله نشین عزای جد غریبت حسین تا شاید به نگاه شما فرجی بشه این راه بسته باز بشه تا همه باهم برا ارباب بی کفن تو مسیر رسیدن به حرمش در اربعین بخونیم
ز داغ تو دل حزین است،
به یادت چله نشین است
همه آرام و قرار این دل زیارت در اربعین است
سپردم دل را به جاده،
میایم پای پیاده
ره عشق است و ندارم باکی اگر خاری در کمین است
جان و جانان من، عشق و ایمان من، با تو پیمان من، حسین

الا مادر به قربون جمالت
رخ چون بدر و ابروی هلالت
شنیدم کام عطشان جان سپردی
گل ام البنین شیرم حلالت
امانتدار باغ یاس هستم
همه عشق و همه احساس هستم
چنان شرمنده روی ربابم
که هم درد دل عباس هستم
شنیدم دستهایت را بریدند
به تیری چشم نازت را دریدند
چو طفلان این سخنها را شنیدند
همه از هم خجالت می کشیدند
بمیرم برا دل پاره پارت مادر
بمیرم برا مشک دریدت مادر
بمیرم برا چشم تیرخوردت مادر
بمیرم برا فرق شکافتت مادر
بمیرم برا امید ناامید شدت مادر
یارب مکن امید کسی را تو ناامید
به یاد شیرزنی که وقتی خبر پرپر شدن چهار گل زیبایش در کربلا را به او دادند هیچ توجهی نکرد وخم به ابرو نیاورد چون تنها دل نگران یکی بود وبس،دل نگران مرکز ثقل هستی، حسین ابن علی ابن ابیطالب.
دانلود دل آواز گل ام البنین شیرم حلالت

تو این
شبا برای حال خستمون دعا کن
تو رو خدا برا دل شکستمون دعا کن
ببین گناه،بال و پر پروازمون رو بسته
آقا بیا،برای بال بستمون دعا کن
من
اومدم،صدات زدم تو هم منو صدام کن
یه کاری کن،بیا منو دوباره رو به رام کن
تو رو قسم به خجلت سکینه از ابالفضل
آقا منو،این اربعین زائر کربلا کن
آقا جان تو این عصر دلگیر جمعه که نشون از غم غربت شما داره، نظری کن،این راه بسته باز بشه، ماهم قطره ای بشیم از اون سیل خروشان یاران اربعینت،اگه بپرسی تو اون سیل جمعیت دنبال چی هستی میگم آقا:
قدم قدم موکبارو میگردم
ستون
ستون دنبال یه نشونه م
کجای این جمعیتی که میخوام
نمازمو پشت سرت بخونم
مگه میشه شبای درد و غم به سر نیاد؟
مگه میشه حبیب من تو این سفر نیاد؟
ما رو اینجا امام عسکری صدا زده
مگه میشه پدر صدا کنه پسر نیاد؟
میدونم، که بین زائرا، میدونم،میون
مردمی
میسوزم، تو آتیش غمت،ای آقا، عمود
چندمی؟
یا مهدی عزیز فاطمه یا مهدی عزیز فاطمه
شاید الان تو جاده ای و شاید
گوشه کنار موکبا نشستی
دلم خوشه که این قَدَر میدونم
تو هم کنار من تو جاده هستی
شاید الان به زائرای تشنه آب میدی
یا تو موکب ،مسافرا رو جای خواب میدی
میشه باهم یه بار بریم مزار مادرت
مطمئنم یه روز به این سوال جواب میدی
این لشکر به یاری خدا هر چیزی براش
فراهمه
از کوفه با پرچم علی میریم تا مزار
فاطمه
یا مهدی عزیز فاطمه یا مهدی عزیز فاطمه

مثلِ یه
شاپرک، با تنِ پُر ترک
دارم
با مادرت بابا! ، دردای مشترک
تقصیرِ این
دلِ، اگه ،مزاحمت شدم
هر
جوریه میخوام ،بابا! ، برا تو جون بدم
خرابه
نامناسب و، جایِ سرت نبود
حالا
که اومدی، بخواب، رو پاهایِ خودم
دختر بدون
گوشواره، بدون زینتی
انگاری
که جلو باباش، خیلی معذبه
موی نخورده
شونه و لباس کهنهُ
رقیه
تو ببخش، اگه، که نامرتبه
چیزی
نمونده از، شیرین زبونیام
حتی
نمونده چیزی از، بلندیِ موهام
یه جور من
و زدن، دیگه ،گوشام نمی شنوه
باید
فقط با غصه هام، شبُ سحر کنم
یه دست رو
گوشم و، یه دست، رو لب و دندونام
تازه
باید پیشِ بابام، روسری سر کنم
همه ی شهدا لحظه ی جون دادن، ابی عبدالله هر جوری بود،خودش رو رسونده
صورت به صورت شهیدش گذاشته ،سر شهید رو به بالین گرفته
اما فقط یه نفر مقامش با دیگران فرق می کرد، که خودسیدالشهدا سر به بالینش گذاشت
تا سر باباش رو آوردن، لباش رو گذاشت رویِ لبای پاره،بعضی ها میگن: مگه میشه بچه ی سه ساله پیر بشه؟
مگه قرآن نمیگه،در قرآن مگه نداریم: بچه ها،شیرخواره ها،اطفال از هول قیامت پیر میشن…
مگه عاشورای امام حسین کمتر از قیامت بود؟همچین که سر رو آوردن توی خرابه…*
نبودی
ببینی بابا! ، چه بی هوا منو زدن
نبودی
ببینی بابا! ، کجا،کیا،منو زدن
نبودی
ببینی بابا! ، چقدر شبا منو زدن
از اینا که
گذشته، دختر تو بُریده بابا
بابا!
لرزشِ دستام، برا بزمِ یزیده
نمی دونی
چی کشیدم، جونم داره به لب میاد
نمی
دونی چی کشیدم، با دست نشونمون میداد
نمی
دونی چی کشیدم، یعنی میشد عموم بیاد
قوَّت پامُ
بردن
سویِ
چشامُ بردن
با زدن
رویِ لبات
جون و
صِدامُ بردن
حسین

عاشقم برسرگذشت عاشقی کز سرگذشت
چون حسین از سرگذشت
افسانه شد این سرگذشت
کجائید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجائید ای سبک روحان عاشق
پرنده تر زمرغان هوایی
ز
کودکی خادم این تبار محترمم
چونان حبیب مظاهر، مدافع حرمم
به قصد حفظ حریم حرم؛ به پا خیزم…
کنار لشکر عشاق حسین؛ هم قدمم
اگر که حرمت این بارگه؛ شکسته شود
و یا اگر که ره کرب و بلا بسته شود
چونان زنم به پیکر غاصب شام و عراق
که بند بند وجودش ز هم گسسته شود
حکم دفاع از حرم؛ ز شاه نجف دارم!
به امر رهبرم؛ هماره جان به کف دارم
هدف فقط رهایی عراق و سوریه نیست؛
مسیرم از حرم است، قدس را هدف دارم
نه
غصه ی جدایی از یار و وطن دارم
به امر حق به راه دل، کفن به تن دارم
پریدن از قفس؛ که بال و پر نمی خواهد!
عشق است، بال پریدن همان که من دارم
ذکر لبم یا زینب؛ به دلم واهمه نیست…
به سرم جز زیارت حسین فاطمه نیست
خدا مرا از در این خانه جدا نکند
گدایی در این خانه مرا خاتمه نیست
خطوط قرمز دور حرم ز خون من است؛
چو برکه ام که مرگ من، همان سکون من است
پیاده می روم ز مشهدالرضا تا شام
حال کبوتر حرم، حال کنون من است

به پابوست آمدم اما بالا سرت کجا بود
سرت تا
آنجا که میدانم بالای نیزه ها بود
همین
جا بود آن غروبی که، تو بر زمین نشستی
همین
که چشمان تارت را، به روی خیمه بستی
نه
دیگر زینت به گوشی ماند، نه انگشتر به دستی
وای
شدم
بین هر کوچه حیرانت
چنان
گیسوانت پریشانت
بمیرم
برای یتیمانت
وای
نمی
گویم از دردسرهایم
نمی
گویم از همسفرهایم
بماند
بماند خبرهایم
میدونی زینب چه خبری رو میخوادبه حسین بده که بدجور دلش رو خون کرده،به گفته خود زینب همه مصیبتها یکطرف مصیبت رقیه یکطرف،بیایم ماهم متوسل بشیم به این نازدانه،خدا رو قسم بدیم به اون قامت کوچک خمیده که امسال بی اربعین نشیم،واسه همینه که زینب به حسین میگه سراغ سه ساله رو از من نگیرداداش،آخه رقیه خیلی شبیه مادر شده بود،دیگه طاقت دوری پدر رو نداشت داداش،
رسیده
یک آسمان مهتاب، با قامتی هلالی
میان
این کاروان اما، جای رقیه خالی
ز روی هر ناقه افتادند، چون برگ زرد پاییز
همه
زخمی غربت و دوری، دلها ز غصه لبریز
برایت
از راه دور اینک، مهمان رسیده برخیز
وای
دل
کودکان شعله ور گشته
همه
خیره بر راه و سرگشته
که
شاید عمو رفته برگشته
وای
رباب و
علی اصغری که نیست
امیدش
به آب آوری که نیست
به
بابای تشنه تری که نیست
آخه همه بچه ها جمع شدن منتظر عمویند،اما انگار بسکه بی قراری شش ماهه رو دیدن دیگه تشنگیه خودشون یادشون رفته،میگن رباب غصه نخور الان عمو برا علی آب میاره، علی لای لای علی،علی لای لای علی، آخه هیچ راهی برا عمو بسته نمیمونه، علی لای لای علی،علی لای لای علی،یا اباالفضل راه ماهم بسته شده آقا،خودت راه بسته زیارت اربعین رو امسال برامون باز کن آقا،یعنی میشه آقا جان امسال ماهم بین صفا ومروه نجف وکربلا بخونیم:
کنارِ قدم
های جابـــر؛ سویِ نینوا رهسپـاریـم
ستون های این جــاده را ما؛ به شوقِ حـــرم، می شمــاریم
شبیه رباب وُ سُکَینه؛ برای شما، بیقــراریم
از این سختی وُ دوریِ راه؛ به شوقِ تو، باکی نداریم
دمادم به لبها/دم یا حسین است
که عهد دل ما/ فقط با حسین است
یاحسین یابن الزهرا
حسین آرام جانم
حسین روح وروانم
حسین هست ووجودم
حسین بود ونبودم
حسین داروندارم
حسین ورد زبانم
دانلود دل آواز کنار قدمهای جابر

تو این
شبا برای حال خستمون دعا کن
تو رو خدا برا دل شکستمون دعا کن
ببین گناه،بال و پر پروازمون رو بسته
آقا بیا،برای بال بستمون دعا کن
من
اومدم،صدات زدم تو هم منو صدام کن
یه کاری کن،بیا منو دوباره رو به رام کن
تو رو قسم به خجلت سکینه از ابالفضل
آقا منو،این اربعین زائر کربلا کن
آقا به خدا دلهای این عاشقا فقط همینجوری آروم میشه،نه تنها این عاشقا که الان در قید حیاتن، اون عاشقای گذشته،اونایی که در آرزوی زیارت ارباب بی کفن،توراه دفاع از حق جونشون رو تقدیم کردن آخر آرزوشون همین بوده که نائل بشن به زیارت ارباب،این راه اگرباز شد مرهون همت اونا بود،داشتم سرگذشت یکی از این سردارهارو میخوندم،سردار حسن آبشناسان،یه چریک یه تکاور دلاور،کسی که وقتی صدام بمبارون شهرها رو شروع کرده بود،اومد گفت اگر صدام حسین به فنون نظامی مسلطه بیاد تو این دشت عباس با ما دست وپنجه نرم کنه به مردم عادی چکار داره،اونم سرهنگ عبدالمجید رو که یکی از تکاورای شماره یک عراق بود به دشت عباس فرستاد،جالب اینجاست این دو تکاور در مسابقات جهانی قبل از انقلاب با هم روبرو شده بودند ولی سردار حسن آبشناسان اون رو شکست داده بود،از کرم آقا اباالفضل توی دشت عباس این سردار دلاور این سرهنگ تکاورشماره یک عراقی رو به اسارت میگیره،همین سردار حسن آبشناسان،صحبت اصلیم اینجاست،تو وصیت نامش به فرزندش میگه، اگر راه کربلا رو باز کردیم که میدونم چه کنم اما اگه ما باز نکردیم این جسم من تو این خاک ایران امانت،در آینده که انقلاب مردم عراق رخ داد،این جسم منو برمیدارید میبرید به پابوس اباعبدالله،میرید کربلا اونجا به خاک میسپارید،تو این راه زیارت همچین حسرتهایی از همچین بزرگانی به دل مانده،خیلی از این ستارگان در حسرت دیدار ضریح شش گوشه ماندند،یاابن الحسن خودتون کرامت کردیدتو این عهد وروزگار باشیم،ما درادامه این ستارگان نورانی به این فیض نائل شدیم بشیم زائر ضریح شش گوشه جدت حسین اون هم کی،تو ایام اربعین،نپسند آقا امسال این راه بسته بمونه،نپسند آقا دلها ناامید بشن،چی میشه به زودی این نغمه تو دلها زمزمه بشه،این نغمه نوید چیو میده،میخوایم بریم اربعین
قدم قدم با یه علم
ایشاالله اربعین میام سمت حرم
با مدد شاه کرم
ایشالله اربعین میام سمت حرم
میباره اشک چشمام نم نم
رو دوشم کول باره از غم
میبینم هر کیو این روزا
داره آماده میشه کم کم
سختی راحت میشه تو این راه
منتظر مونده بودم چند ماه
راهی میشم با یک سربند لبیک یا اباعبدالله
با ذکر یا حسین میجوشم
عمریه عاشق شش گوشم
میگیرم توی رویا هر شب
ضریح تو رو در آغوشم
قدم قدم با یه علم
ایشاالله اربعین میام سمت حرم
با مدد شاه کرم
ایشالله اربعین میام سمت حرم

تو این شبا برای، این حال خسته ما ،
دل شکسته
ما،آقا بیا دعا کن
هردم زنم صدایت ،آقا تو هم صدام کن
یکدم نظر
تو مولا، دوباره رو به رام کن
تو رو قسم به شرم، سکینه از ابالفضل
در اربعین امسال،مارا کرم بفرما
زائر کربلا کن
آقا کرم بفرما،یکدم نظر بفرما
آقا جان همه ازمابه زبان نگاهشون میپرسن تو سختی اربعین چرادنبال حسین افتادی، مگه چی داره براتون تواین دنیا ،بخدا برای ما، اربعین، بین الحرمین، یک سلام به ارباب، به کل این دنیا می ارزه،شاعرچه زیبا میگه
دنیا برای
اهلش... ما و غم تو مولا
عشق تو روزی ما داغ تو مانده با ما
ما را به کاروانت کی می رسانی آقا؟
دل بی تو ناشکیباست
هرکس که جا بماند بی کربلا بماند
ابن السبیل دنیاست
دنیا به
این بزرگی مدیون اصغر توست
خورشید و ماه و انجم سرباز لشکر توست
ای خیل
تشنگان را پیمان تو کفایت
پیمانه ای دگر ده
ما منتظر نشینیم در راهت ای شهادت
ما را خودت خبر ده
دنیا همیشه دارد از کربلا نشانی
ای دل خدا کند تو بر عهد خود بمانی
دنیا فریب و رنگ است تا جا بمانی از او
اما تو می توانی
خود را شکسته بسته
تا کربلا رسانی
آب و گلم حسین جان نبض دلم حسین جان

سه درد آمد بجانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره داره
غم یار و غم یار و غم یار
حسینم وا حسینم وا حسینم

هرکس یه شب جمعه، بین الحرمین باشه
باید همه عمرش هم ،دل تنگ حسین باشه
لطفت می مونه یادم ، تو شلوغی ها راهم واکردی
نزدیک تو ایستادم
آقاجونم حسین
بوسه به ضریح دادم،توام ایستادی مارو نگاه کردی ،
پایین پات افتادم
آقاجونم حسین
هرشب اگه می خونم ،شب جمعه کرب و بلاتو برم
چون اون شبو دوست دارم
آقاجونم حسین
از وقتی که برگشتم ،یه نفس توی حال وهوای حرم
دلتنگ علمدارم
آقاجونم حسین
لبیک اباعبدالله