نوایی با ترنم عاشقانه

نوای دلدادگی

نوایی با ترنم عاشقانه

نوای دلدادگی

عمه بابایم کجاست


تا که لب را به خنده وا می کرد
دل هر آفتاب را می برد
 
هر دلی را به لطف لبخندش
به خدا تا خودِ خدا می برد

خیلی این بچه شیرین بود بعضی وقتها،وقتی یه آدمی به یه‌‌ کاری معروف باشه مثلا فقط پیرهن روشن‌ بپوشه، یه بار که پیرهن تیره تنش کنه یادِ همه میمونه.این دختر اونقدر شیرین زبون بود، اونقدر خوش خنده بود،اونقدر شیرین بود، که اون روزای آخر عمه داشت براش جون میداد، آخه همش ساکت خیره خیره نگاه میکرد و اشک‌ میریخت. عمه میگفت یه خرده با من حرف بزن عزیز دلم، یه‌ کلمه بگو‌ دلم‌ آروم شه، سرش رو‌میاورد بالا فقط یه جمله میگفت‌ :

عمه بابایم کجاست

دل پریشانم که از بابم نمی آید صدا
من نمی خواهم جدا گردم ز دشت کربلا

عمه می سوزد دلم بابم چرا نامد ز جنگ
گر بیاید گیرمش اندر بغل من تنگ تنگ

شو برون از خیمه بین بابم چراکرده درنگ
ذکر لا حول ولا از او نمی آید چرا

عمه دیدار پدر آب حیاتم می دهد
چهره ی نورانی اش از غم نجاتم می دهد
جای عمویم پدر آب فراتم می دهد
گر بیاید میکند سیرآب طفلان از فرات

گر نموده تشنگی قلب مرا عمه کباب
من نمی خواهم در این دشت بلا یک قطره آب

جای آب و جای نان عمه به من فرما جواب
ده به من یک پاسخی عمه تو از بهر خدا

عمه بابایم کجاست

حسین آرام جانم

حسین روح وروانم

حسین هست ووجودم

حسین بود ونبودم

حسین داروندارم

حسین ورد زبانم


دانلود روضه

تماشا در آپارات